ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

32

مجمع التواريخ ( فارسى )

سواحل درياى عمان است بنابر اين لازم نمود كه فى الجمله از احوال بلاد عمان و پادشاهان آن بلاد كه آنها را در اصطلاح آنجا امام گويند نوشته شود تا موجب زيادتى بصيرت مستخبران احوال گردد . ذكر احوال ائمهء عمان و مستولى گشتن آنها بر آن بلاد و بغى و طغيان سيف بن سلطان امام آن بلاد « 1 » و تاراج بعضى از بنادر فارس و تسخير جزيرهء بحرين و قشم و لارك كه در جزيرهء دراز واقعست بر ديده وران با بصيرت و مطالعه كنندگان با ذكاء و فطانت پوشيده نماند كه بلاد

--> ( 1 ) - « مخفى نماند كه در مملكت عمان طوائف و سلاسل مختلفه سلطنت نموده‌اند يكى از آن فرق سلسلهء سلاطين يعاربه است سيف بن سلطان از آن سلسله است و اول آن خاندان ناصر بن مرشد يعربى است كه در 1034 بسلطنت رسيده و با پرتغاليها جنگها نموده و آنها را از سواحل عمان دور نمود فقط در مسقط باقى بودند . وى در سنهء 1060 درگذشت . پس از او سلطان بن سيف امام و سلطان عمان شد و او مرد فتاك و مقتدر فعالى بوده مسقط را هم از دست پرتغاليها گرفت و او در سنهء 1090 درگذشت . و پس از او پسرش بلعرب جانشين وى گشت چهارده سال سلطنت كرد و مرد و پس از او برادر او سيف بن سلطان بن سيف پادشاه عمان شد تا در 1123 فوت شد و مقصود از سيف بن سلطان در متن كتاب همين شخص است و او مرد شجاع سفاكى بوده فتوحات زيادى نموده از جمله رياض پايتخت آل سعود و احساء و قطيف و بحرين و جزيرهء قشم و لارك و بندر عباس را متصرف شد . پس از او خلاف كلمه شد بين اهل عمان ، عدهء پسر او را كه صغير بود بسلطنت قبول فرمودند وعدهء محمد بن ناصر غافرى را و اثر اين اختلاف تاكنون در عمان باقى است . پس از اين اختلاف كم‌كم سلطنت يعاربه رو بضعف گذاشت و سلسلهء ديگرى كه سلاطين بوسعيدى باشند تخت سلطنت را تصرف نمودند و اول ملوك بوسعيدى احمد بن سعيد بن احمد بن محمد البوسعيدى الازدى العمانى بود و تاكنون سلطنت در اعقاب او باقى است . توضيح آنكه در يعاربه سلطنت با امامت و مقام روحانيت جمع بود چه اباضيه يعنى خوارج كه اهالى عمان و مسقط و زنگبار افريقا بر اين مذهب هستند خاندان يعاربه را امام مفترض الطاعهء خود ميدانستند ولى فعلا سلطنت از امامت منفصل شده و امام خوارج در خارج عمان در صحرا زيست مىنمايد و سلطان در عمان حتى سلطان زنگبار همان امام را مفترض الطاعهء خود ميداند . ( شهاب الدين الحسينى النجفى المرعشى )